فرش کرمان , تاریخچه و هرآنچه نیاز است بدانید
فرش کرمان , تاریخچه و هرآنچه نیاز است بدانید
  •  

    کرمان از اواخر قرن نوزدهم میلادی زادگاه صنعت فرش ماشینی بوده است. فرش های دستباف و گره دار کرمان مورد توجه گسترده مورخان هنر و کلکسیونرها قرار گرفته است.

    از نظر کیفیت مواد و طرز کار آنها، طیف  های متمایز از طرح ها و مدل های جذاب و شیک و استفاده از رنگ های سرزنده و با طراوت که ساخته و هنر رنگرزان زبردست می باشد، مورد توجه قرار گرفته است.

    از آنجایی که قالی بافی در کرمان انجام می شود، از موارد مختلفی تأثیر گرفته است که بسیاری از آنها خارج از کرمان است.

    با این وجود،بافندگی فاخر از مدت ها قبل در مناطق شهری، روستاها و قبایل  به طور یکسان در سراسر کرمان انجام می شده است،چراکه تجارت و صادرات پرآوازه ی شال در قرن 18 و 19 در این استان انجام می شده است.

     

    فرش کرمان

     

    تاریخچه :

    تجاری سازی سریع صنعت فرش کرمان در دهه 1890 با در اختیار داشتن تیم بزرگی از بافندگان ماهر و دسترسی به ورودی های مناسب مواد ممکن بود. کرمان از دسترسی به پشم محلی (کورک) ، از مشارکت تیم بزرگی از بافندگان باتجربه و گروهی از استادان رنگرزی برخوردار است که در کنار هم ویژگی های متمایز فرش کرمان را ارائه می دهند.

    با وجود تصوری که اکثرا درمورد قدمت بسیار بالای صنعت فرش ماشینی کرمان وجود دارد،شواهد کمی در مورد قالی بافی در دوره صفویه موجود است.

    مبهم بودن منشا فرش کرمان تا حدودی به دلیل ماهیت فسادپذیری مواد است. منابع اولیه ی مشخصی نیز پیرامون بافندگی و یا تولید پارچه که بتوان آن را به یک کار دست خاص مرتبط ساخت در دست نیست.

    اولین مراجعه به فرشهای با گره متقارن (بافت ترک) فقط پس از مهاجرت های ترک های اوزز در منابع نشان می دهد که این هنر و صنعت ممکن است توسط مهاجران ترکی از داخل آسیا در حدود قرن 10 یا 11 وارد شده باشد (والف، ص 213-213، فرش ها).

    دیگر منابع تاکید بر پارسی بودن هنر قالی بافی دارد و به مبحث کشف فرش مربوط به قرن 5 قبل از میلاد در یک مقبره سکایی در کوههای آلتایی آسیای میانه اشاره می کند.

    اما یقینا در دوره سلجوقی در فلات ایران قالی تولید می شده است، چون تکه هایی از آن به طرز معجزه آسایی به جا مانده است. با این حال ، مشخص نیست که آیا این هنر و صنعت در کرمان واقعاً در آن زمان عملی بوده یا خیر.

    هنگامی که مارکو پولو در قرن سیزدهم از کرمان می گذشته و فعالیتهای اقتصادی ساکنان آن را ثبت کرده است،تنها به سوزن دوزی و چرم دوزی  اشاره کرده است ،نه قالی بافی (مارکوپولو، ص 219).

    تنها در دوره صفویه است که ما منابع مشخصی مربوط به تولید فرش در کرمان پس از شاه عباس اول که به راه اندازی کارگاه سلطنتی در آنجا پرداخته بود پیدا کرده ایم (شاردین ، جلد چهارم ، ص 154 ؛ کائمپفر ، ص 202).

    به هر حال بدیهی است که قالی بافی در کرمان در دوره صفوی  اقتصاد نسبتاً کوچکی در چارچوب اقتصاد منطقه ای کاملاً زراعی و با ارتباطات تجاری محدود از راه دور،بویژه در کالاهای صنایع دستی بوده است.

    مورخان هنر به شدت بین فرش “شهری” و “قبیله ای” تفاوت قائل هستند. فرشهای کرمان به طور کلی فقط به محصولاتی که در شهر کرمان یا روستاهایی در نزدیکی شهر تولید شده اند و تحت نظارت بافندگان زبردست و بامهارت شهری و بازرگانان مربوط می شوند.

    تولیدات شهری و قبیله ای اکثرا شامل مواد کصرفی یکسانی هستند و فقط از نظر تکنیک و سبک متفاوت هستند.

     

    فرش کرمان

     

    طرح و رنگ بندی :

    فرشهای کرمان با دارهای عمودی بافته می شوند و با استفاده از یک شانه آهنی برهم کوبیده می شوند.کارگاههای آموزشی شهری به نقشه هایی با طرح های منحنی وجزئیات پیچیده دسترسی داشتند،که گاه توسط طراحان با اندازه ی کامل روی کاغذ ترسیم می شده اند و پس از آن به صورت شفاهی برای بافندگان خوانده می شدند (ادواردز، ص 24-27).

    از طرف دیگر، فرشهای روستایی و قبیله ای معمولاً در دارهای افقی بافته می شدند و که روی زمین قرار می گرفته است. دراین نوع دار، به جای دو تیر عمودی، دو میل کوتاه به موازات یکدیگر با فاصله مناسب فقط به شکل سردار و زیردار مستقر می شود، به نحوی که چلّه ها و فرش بافته شده با مقداری فاصله از سطح زمین ثابت می ماند  (اىواردز، ص 22).

    در این نوع عمل ، برای بافندگان قبیله غیرممکن بود که چیزی بجز الگوهای مستطیل برای نقشه های هندسی استفاده کنند که با این حال طرح هایی زیبا و چشمگیر خلق می کرد.

    گره “ترکی” معمولاً در تولید فرش قبیله ای مورد استفاده قرار می گیرد ، در حالی که گره “فارسی” (senneh) تقریباً به طور انحصاری در بین بافندگان شهری استفاده می شود.

    فرشهای قبیله ای افشاری کرمان از شهرت جهانی برخوردار شد و روشها و سبکهای آنها چنان بر تولید روستایی و قبیله ای در جاهای دیگر تأثیر گذار بود که تا اواخر قرن بیستم بسیاری از فرشهای قبیله ای از منطقه کرمان صرفاً به عنوان فرشهای “افشاری” شناخته می شدند،صرف نظر از اینکه واقعاً آنها را چه کسانی تولید کرده باشند (استوبر، ص 256).

    در سراسر ایران ، روش های تولید فرش بسیار شبیه به هم هستند. یکی از مهمترین ویژگیهای بارز فرش کرمان ، کیفیت بالای مواد مصرفی است. بیشتر فرشهای کرمان با نوعی پشم (کرک) بافته می شوند که بی نظیر است و با بهترین محصولات حتی کشمیر قابل مقایسه است.

    بازرگانان شرقی شرکت هند در دوره صفویه برای تأمین بافندگان در انگلیس به صادرات مداوم  کرک از کرمان می پرداختند ، در حالی که پشم چینی ، مرتب سازی ،تمیز کردن،ریسندگی و رنگرزی بصورت محلی انجام می شد.

     

    فرش کرمان

     

    مواد رنگرزی که معمولاً در کرمان مورد استفاده قرار می گرفت شامل نیل ، قرمزدانه ، روناس ، گردو ، انار ، برگهای مو ، کاه و حنا است که قادر به تولید انواع مختلفی از رنگ هایی بود که در سراسر ایران کمتر دیده می شد (ادواردز/ ص 210).

    پس از سقوط تجارت کرک پس از صفویه در قرن 18 ، به جای آن از پشم فاخر کرمان برای حمایت از یک بخش محلی بافندگی شال در داخل آن استفاده شد که بعداً جای خود را به عنوان صنایع دستی مهم منطقه داد (دیلون، ص 259-261).شال تا اواخر قرن نوزدهم عمده صادرات غیر کشاورزی کرمان بود و تولید آن به وضوح در آثار بی شماری از مسافران اروپایی در طول دوره قاجار ثبت شده است.

    در سال 1850 ، کیت ابوت گزارش داد که ” شال و سایر پارچه های پشمی در این شهر مورد توجه کمی قرار گرفته است” ، وی تخمین زد که در این شهر 2،450 دارقالی وجود دارد که همین قادر است 4500 مرد و پسر را در شهر کرمان شاغل کند،علاوه بر این 352 مورد دیگر در روستاهای مجاور دیده شده است که بیشتر آنها شال پشمی برای صادرات تولید کرده اند (ابوت، ص 83-84).

    اگرچه این دستگاه ها عمدتاً برای بافندگی شال مورد استفاده قرار می گرفتند ، اما در طول دوره قاجار جامعه کوچکی از فعالان قالی بافی در شهر کرمان و روستاهای مجاور وجود داشت. J. R. Preece متذکر شد که تولید هر فرش یک سال طول می کشد و به مواد اولیه ، سرمایه و نیروی کار نیاز دارد.

    محصولات نهایی تا 75 پوند هزینه داشتند و به همین ترتیب کالاهای لوکس دارای بازار محلی محدود بودند (پریس ، ص 31). به همین دلایل ، فرش ها معمولاً فقط براساس کمیسیون تولید می شدند. استانداران نیز شخصاً این محصولات را برای هدیه و سوغات سفارش می دادند.

     

    فرش کرمان

     

    مثلا محمد-اسماعیل خان وکیل الملک ، که یک انحصار شخصی در تجارت کرک داشت ، دو فرش بزرگ را برای فضای داخلی حرم عارف شاه نعمت اله ولی در ماهان و حرم امام رضا (ع) در مشهد مأمور تهیه کرد.

    بازار شال کرمانی در اواخر قرن نوزدهم در رقابت با کشمیر شروع به تنزل کرد ، درست زمانی که علاقه به فرشهای شرقی در اروپا شکل گرفته بود.

    این تقاضا ابتدا در نمایشگاههای بین المللی بزرگ در اواخر قرن 19 شکل گرفت (کورزمن، ص 142).پس از نمایشگاه جهانی 1873 در وین،فروشندگان شروع به خرید تعداد زیادی از فرش های موجود از طریق استانبول و نمایندگان تبریز کردند که طولی نکشید که بسیاری از فرش های کهنه و قدیمی موجود در بازار آزاد سراسر ایران را خریداری کردند (هلفگات، ص 15-16).

    هنگامی که فرشهای قدیمی از بازارها ناپدید شدند،کارآفرینان برای تأمین مطالبات طبقه های بالا و متوسط ​​اروپا سرمایه گذاری زیادی در تولید فرش های جدید و به ویژه برای صادرات کردند.

    این روند ابتدا در شمال ایران ، به خصوص با شرکت گسترده زیگلر در سلطان آباد (Arāk امروزی) آغاز شد. کرمان تقریبا  برای تجاری سازی صنایع خود دیر کرده بود (اتیگ ، 1992).

    در اواخر سال 1894 ، هنگامی که J. R. Preece برای بررسی چشم اندازهای اقتصادی خود به این شهر سفر کرد ، تنها 100 کارخانه فرش فعال را که تقریبا نیمی از آنها توسط 6 نفر بافنده ی اصلی اداره می شدند مشاهده کرد.

    تجاری سازی صنعت فرش کرمان از دهه 1890 به بعد نقشی حیاتی در افزایش ادغام استان با ساختارهای اقتصادی جهانی ایفا کرد.

    در سال های 1895 و 1896 ، آثار مشهور ثروتمندی در کرمان که بسیاری از آنها اخیراً با برداشت نقدی پنبه و تریاک ، ثروت خود را بدست آورده اند ، سرمایه گذاری زیادی را برای تولید فرش آغاز کردند زیرا تقاضا برای فرشهای ایرانی در خارج از کشور رونق گرفت.

    در حالی که مطمئناً تجاری سازی صنعت فرش کرمان تحت تاثیر این تقاضای خارجی قرار گرفته بود ، این روند خود به دست سرمایه گذاران و بازرگانان کرمانی انجام می گرفت (گاستفسون ص 202-205 و سیف ص 208).

    یحیی احمدی خاطرنشان می کند که تجارت فرش به حدی فراگیر شده بود که استانداران کرمان برای تکمیل درآمد خود در تولید فرش سرمایه گذاری کردند و از این رو تلاش کردند تا تجارت را بهبود بخشند (احمدی، ص 158).

    براساس آمار و ارقام تجاری انگلیس از کنسولگری کرمان ، صادرات فرش در سالهای 1894 تا 1895 از 3،000 پوند به حدود 120،000 پوند تا سال 1902 افزایش یافته است (سیک 1896 و ایدم 1903).

     

    فرش کرمان

     

    پس از نزدیک به یک دهه رشد مداوم ، صنعت فرش به طور ناگهانی در سال 1904 از هم فروپاشید ، که این امر مربوط به هجوم مد های اروپا بود.

    سران انگلیس علت این موضوع را تولید بیش از حد،استفاده از رنگهای آنیلین بی کیفیت و معرفی “الگوهای نیمه اروپایی” ، مانند جنگجویان فرانکی که توسط کنسول انگلیس پرسی سایکس مورد تمسخر قرار گرفته است، می دانستند (سیک 1896 و ایدم 1906).

    این شواهد حاکی از افزایش سریع جمعیت شهری مرتبط با رونق تولید فرش و شکاف بعدی در سال 1904 است.ناظم الاسلام کرمانی (اول ، ص 315) از جمعیتی حدود 10،000 نفر که در شورش های جناحی شهری در کرمان شرکت کرده اند یاد کرده است.

    به احتمال زیاد در آن زمان تعداد زیادی از بافندگان فرش جوان و بیکار بوده اند و شامل شرکت کنندگان عمده ای بودند که در یادداشت های ناظران انگلیس تأیید شده اند.

    تنها پس از این سکوت موقت ، اروپایی ها شروع به راه اندازی مشاغل تولید فرش به طور مستقیم کردند ، درست همانطور که در سولانباد و دیگر نقاط ایران انجام داده بودند.

    در اوایل سال 1909،نیرکو کسلی و برادران و شرکت فرش و تجارت شرقی ، هر دو در دفتر مرکزی در نیویورک ، نمایندگانی را در کرمان منصوب کرده بودند و شروع به اعمال  فشار روی مقامات محلی کردند تا بتوانند با بهبود ارتباطات و حمل و نقل، تجارت آن ها را افزایش دهند (اف اُ، ( 248/​968.).

    اگرچه فرش کرمان نمایانگر یک سبک خاص منطقه ای است ، اما از زمان تجارت این صنعت به همراه الگوهای تولید و مصرف ، به طور مداوم تکامل یافته است. فرش کرمان در درجه اول یک کالای لوکس و صادراتی به شمار می رود و تحول آن تأثیر واضح مطالبات انگلیس و امریکا است.

    پس از رخداد رکودی در بازار در دوره جنگ جهانی دوم،یک تغییر ناگهانی همزمان  بین طرح های گلدار الهام گرفته از فرانسه و بازگشت به قبول انحصار قالی بافی برای ایران رخ داد.

     

    فرش کرمان

     

    تا دهه 1950 ، اقدامات مختلفی برای کاهش هزینه ها بر صنعت قالی بافی کرمان تأثیر گذار بود،مانند معرفی گره جفتی. مثلا به کار گیری پشم کمتر و متعاقبا کاهش دوام محصول و استفاده از رنگ های مصنوعی،در ایران پدیدار شد که گرچه این امر در کرمان کمتر به چشم می خورد.

    سرمایه گذاران بسیاری تعاونی های فرش دستباف منطقه ای را تأسیس کرده اند که در حفظ بافندگی در مقابل رقابت جهانی بسیار اهمیت دارد. فرش یکی از اصلی ترین صادرات غیر نفتی و غیر صنعتی ایران است و کرمان همچنان نقش اصلی را در این امر دارد.

    در سال 2003 تا 2004 ، فرش ها 4 تا 8 درصد از صادرات غیرنفتی را تشکیل می دادند که ارزش آن 573 میلیون دلار آمریکا بود.

     

     

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای