تاریخچه فرش
تاریخچه فرش ( فصل 1 , بخش 3 ) – تاریخچه فرش ماشینی در اروپا و جهان
  • در سری مقالات تاریخچه فرش در دنیا , در قسمت اول در مورد نحوه پیداش فرش در کشور ایران صبحت کردیم , در قسمت دوم سری بررسی کردیم اسناد و مدارک مربوط به تاریخچه پیداش فرش در کشور اروپا را.در ادامه بررسی تاریخچه فرش در اروپا در این قسمت نیز به همان مبحث میپردازیم

    به شما توصیه میکنیم اگر به تاریخچه فرش علاقه مند هستید , حتما تمام مقالات را مطالعه کنید

    ۱ – ۴ – ۱ – تاریخچه صنعت فرش ماشینی در اروپا

    همان طوری که در بخش قبل اشاره شد، زادگاه و خاستگاه فرش دستباف، کشورهای شرقی به ویژه ایران بوده است. در این کشورها در طی بیش از ۲۰۰۰ سال، تلاش چندانی برای یافتن روش های جدید تولید قالی و یا ماشینی کردن آن صورت نگرفته است.

    قالی دستباف تقریبا با همان روش ابتدایی خود تولید شد و حتی در حال حاضر نیز تقریبا به همان سبک بافته می شود. البته این به آن معنا نیست که در قالی های دستباف نواوری وجود نداشته است. برعکس، در کشورهایی مانند ایران بر جنبه های هنری و نوآوری طرح و نقشه تأکید زیادی شده است.

    تأثیر دادن عقاید فرهنگی و مذهبی در قالی های ایرانی، مخصوصا بافته های پس از اسلام نشان از نوعی بالندگی در فرش دستباف ایران است. 

    همچنین در زمینه های کالبدی چون فیزیک و مواد اولیه قالی دستباف، نوآوری هایی در طول تاریخ به چشم می خورد، لیکن روش تولید فرش به جز در برخی اصلاحات اندک، تقریبا دست نخورده باقی مانده است.

    در مقابل در اروپا و به ویژه در کشورهای فرانسه و انگلستان تلاش های فراوانی برای ابداع روشهای جدید تولید فرش دستباف و افزایش سرعت تولید انجام شد، که نتیجه این تلاشها منجر به پیدایش ماشین آلات و روش های پیشرفته صنعتی برای تولید فرش ماشینی طی ۲۰۰ سال گذشته شده است.

    در ادامه این بخش، تلاش می شود سیر پیشرفت فناوری در صنعت فرش ماشینی مرور شود. به عبارت دیگر علاوه بر بررسی تاریخی موضوع، بررسی فنی روشها، مقایسه آنها و میزان استقبال از هر یک از روشهای تولید صنعتی فرش مورد تأکید می باشد.

    استفاده از نیروی بخار، یکی از بزرگترین انقلاب ها را در صنعت جهان به وجود آورد. اولین صنعتی که از نیروی بخار به عنوان نیروی محرکه استفاده کرد، صنعت نساجی بود. در سال ۱۸۷۵ «جیمز وات» و همکارش «ماتیو بولتون» یکی از موتورهای اختراعی خودشان را در کارخانه ریسندگی پنبه ای در بریتانیا نصب کردند.

    با موفقیت آمیز بودن عملکرد موتورهای بخار در صنعت نساجی، به تدریج سایر صنایع نیز استفاده از این موتورها را آغاز نمودند. ۵۳ سال پس از آن، یک ماشین بافندگی فرش دارای نیروی بخار ساخته شد. دستگاه های اولیه بافندگی فرش ماشینی که از نیروی بخار استفاده می کردند، ابتدا در امریکا ساخته شدند.

    هر چند این ماشین آلات اولین بار به طور وسیع در صنعت فرش بافی بریتانیا به کار برده شد. در واقع، تجارت فرش از طریق اقیانوس اطلس، کارآفرینان و مخترعین هر دو سو را به تحرک واداشت و جنب و جوش افکار و ایده ها بین دو کشور انگلستان و آمریکا سبب رشد جهانی فرش ماشینی در هر دو زمینه فنی و تجاری شد.

    همزمان، استفاده از نیروی بخار در راه آهن باعث شد تا به عنوان یک ابزار، تولید و تجارت فرش ماشینی آسان تر شود. 

    نخستین هدف از صنعتی کردن بافندگی فرش ماشینی، تولید فرش هایی شبیه فرش دستباف با هزینه کمتر و یا به عبارت دیگر، گسترش بازار فرش از قصرها و کاخهای سلطنتی به داخل خانه های مردم به ویژه قشر متوسط و حتی فقیر جامعه بود.

    اهداف تولید کنندگان فرش ، راحتی تولید، هزینه کم و مهم تر از آن توانایی خلق طرح هایی بود که پیچیدگی و دقت فرش های دستباف را داشته باشند. اهمیت زیباشناختی فرش در آن زمان را نمی توان دست کم گرفت.

    تعهد یک کارخانه تولید فرش، نصب ماشین آلات و تأمین و انتقال نیروی بخار بود. رویداد جالب توجه در تاریخ شهر «کیدر مینستر»، ساخت کارخانه سرپوشیده «لرد وارد» بود. زیرساخت های اساسی شامل یک موتورخانه، یک طناب در حال حرکت در فضای زیری کارخانه جهت انتقال نیرو و یک رنگرزخانه بودند.

    این محل را ده تولید کننده فرش که توانایی بهره گیری از تسهیلات را داشتند، اجاره کرده بودند. قبل از استفاده از نیروی موتور، دستگاه های بافندگی پدالی برای تولید انواع مختلف فرش های با فناوری بالا توسعه یافته بودند.

    این ماشین آلات می توانستند نیروی حرکت خود را از آب یا نیروی بخار بگیرند. بنابراین شاید مکانیزه کردن صنعت فرش با اندیشه درست کردن دستگاه بافندگی که در آن خاب با دست داخل فرش قرار نمی گرفته، شروع شده است.

    در ادامه این بخش، تلاش می شود تا روند تاریخی پیشرفت صنعت فرش ماشینی جهان بر مبنای نوع روش های بافندگی ابداع شده، بررسی و بیان می گردند.

    ۱ – ۴ – ۱ – ۱- بافندگی بروکسل (Brussels weaving)

    در سالهای آخر قرن پانزدهم، در مناطقی از شهر بروکسل بلژیک، فرش های خاب دار با دستگاه های بافندگی پدالی بافته می شدند. مشخص نیست که این فن چه هنگام گسترش یافت اما یقینا این فن در سال ۱۷۲۰، در کارخانه (Royal Savonnerie) در پاریس به شکل بسیار خوبی پایه گذاری شد.

    این فناوری امروزه هنوز پابرجاست اگرچه فن بروکسلی، فرشهای خاب دار تولید می کند، لیکن ساختار آنها با فرشهای دستباف بسیار تفاوت دارد. 

    در این جا، خاب به صورت حلقه است و نه بریده، و قسمت عمده ای از خاب به عنوان «خاب مرده» که نماینده رنگهای غیر نیاز در نقطه ای خاص از نقشه فرش است، به صورت «درگیر» در برزنت پشت فرش درگیر شده اند.

    تاریخچه فرش در اروپا

    در ابتدای کار، نخهای چله (تار) انتخاب می شدند و به صورت دستی برای تشکیل «حلقه» روی سیم قرار می گرفتند. به همین نحو، سیم های مورد استفاده برای ایجاد حلقه ها، توسط کمک بافنده داخل دهنه بافت قرار داده شده، سپس در آورده می شدند.

    در دستگاه های بافندگی مدرن، رنگها به صورت الکترونیکی انتخاب میشوند لیکن بیش از یک قرن بود که کارت های پانچ شده ژاکارد، طراحی را به عهده داشتند. 

    در هلند و همچنین تعداد کمی از کشورها، در همان ابتدا، این فناوری برای تولید خاب بریده بهبود یافت. این کار، احتمالا با حرکت یک چاقویی (تیغ) در سرتاسر شیاری در سیم انجام شده است.

    ۲ – ۱ – ۴ – ۱ – بافندگی اینگرین (Ingrain weaving)

    فرش اینگرین یک نوع پارچه دورو بود که خاب نداشت، اما سطح آن کمی راه راه، شبیه به پرده های قالیچه نمای دستباف بود. «پیر سال» و «بروم» در سال ۱۷۳۵، کارخانه ای مخصوص بافندگی فرش های اینگرین در شهر کیدمینستر برپا کردند.

    در سال ۱۷۷۸، بافتن فرش های مشابه در «کیلمارنوک» در اسکاتلند شروع شد و بافتن پارچه ای سه لایه در آنجا گسترش یافت. اوایل این محصولات، فرش کیدر مینستر یا فرش اسکاتلندی نامیده می شد، ولی بعدها برای آن اصطلاح اینگرین در قاره اروپا و آمریکا به کار رفت.

    در سال ۱۸۰۱، «ژوزف ژاکارد» مکانیزم طراحی کارت پانچ خود را در پاریس به نمایش گذاشت. کار او در فرانسه و جاهای دیگر بسیار مورد تحسین واقع شد و اختراعش به سرعت در فرانسه به وسیله صنعت بافندگی پارچه مورد استفاده قرار گرفت.

    تاریخچه فرش در اروپا

    بروم در سال ۱۸۲۵، سیستم های ژاکارد را بر روی ماشین های بافندگی اینگرین خودش نصب کرد و بسیاری از کارخانجات انگلستان به سرعت دنباله رو او شدند. این سیستم نه تنها بر روی ماشین های بافندگی اینگرین، بلکه بر روی ماشین های بافندگی بروکسل نیز به کار گرفته شد.

    در سال ۱۸۳۹، «اراسموس بیگلو»، یک آمریکایی اهل ماساچوست، اولین ماشین بافندگی اینگرین موتوری را ساخت، ماشینی که توسط بافندگان اسکاتلندی و برخی شرکتهای بریتانیایی خریداری شد.

    تولید فرش های اینگرین در دهه ۱۹۳۰، به سرعت کاهش یافت اما این فناوری در سال های اخیر برای تولید فرش های بافته شده از الیاف ۱۰۰٪ طبیعی (پشم یا پنبه) بدون استفاده از چسب آهار، به عنوان محصول «دوستدار محیط زیست» استفاده شده است.

    ا-۴ -۱-۳- بافندگی ویلتون (Wilton weaving)

    معرفی بافندگی بروکسل به بریتانیا، نتیجه بازدید شخصی به نام «لرد پمبروک» از کارخانه Savonnerie در سال ۱۷۲۰ بود.

    او دو نفر از بافندگان خبره آن جا، «پیر جموله» و «آنتویین دافوسی»، را متقاعد کرد تا به ویلتون، شهر زادگاه او در انگلستان، بیایند و کارخانه تولید فرش بروکسلی با خاب – حلقه را تأسیس و راه اندازی کنند.

    اگر چه تلاش و کوشش های هوشمندانه آنها به خوبی ثبت نشده است، اما به نظر می رسد که آنها در دهه ۱۷۴۰، تکنیک گره زنی Savonnerie را برای تولید فرشهای پرز بریده بر روی ماشین های بافندگی پدالی به کار برده اند. 

    سیم های گرد که حلقه های نخ خاب روی آنها شکل می گرفتند، به آسانی به وسیله سیم هایی که یک سر آنها دارای چاقویی (تیغ) بود، جایگزین شدند. در نتیجه، با بیرون کشیدن سیم ها، حلقهها بریده می شدند.

    تولیدات خاب بریده، تحسین زیادی را به خود جلب کرد و کار خانه ویلتون برای چندین سال از تولید انحصاری آنها بهره مند شد.پس از آن در سال ۱۷۴۹، بروم، که قبلا در کیدر مینستر فرش های اینگرین تولید می کرد، مهارت های بافت فرش های ویلتون را با استخدام بافندگان بلژیکی یا ویلتونی (یا هردو) به دست آورد.

    به سرعت دستگاههای بافندگی بروکسلی در سایر کارخانجات نصب شدند و بافتن فرشهای بروکسلی یا سبک ویلتونی اهمیت بیشتری نسبت به فرش های اینگرین پیدا کردند. در انتهای قرن هجدهم بیش از ۱۰۰۰ کارخانه بافندگی فرش در کیدرمینستر وجود داشت.

    ۱۰ سال پس از ساخت اولین دستگاه بافندگی موتوری تولید فرش های اینگرین، اراسموس بیگلو اولین ماشین بافندگی فرش بروکسلی مجهز به موتور بخار را ساخت، دستگاهی که در سال ۱۸۵۱، در لندن و کیدرمینستر به نمایش گذاشته شد.

    این دستگاه را «فرانک کراسلی» از یورکشایر خرید. کسی که قبلا موتورهای بخار را بر روی هر دو دستگاه بافندگی پارچه رومبلی (پرده ای) و فرش بروکسلی در کارخانه اش «هالیفاکس»، نصب کرده بود. 

    کارکنان کراسلی دستگاه های بافندگی موتوری را بیش از پیش توسعه دادند و به طور واقعی، تا مدتها توسعه این گونه دستگاه ها را در بریتانیا تحت سیطره خود داشتند. در نیمه نخست قرن نوزدهم، دستگاه های بافندگی ویلتون به طور گسترده ای برای تولید فرش های چارگوش طرح دار با کیفیت بالا جهت منازل مسکونی استفاده شد. 

    قیمت بالای این فرشها (به دلیل هزینه بالای خاب مرده) سبب شد تا به تدریج جای خود را به فرش های چارگوش «رویه به رویه» و «آکسمینستر» بدهد و کاربرد مسکونی (خانگی) آنها عمدتأ به طرح های ساده اختصاص یافت.

    از بافندگی ویلتون باعرض کم در اواسط قرن بیستم، به طور گسترده ای برای تولید فرش های بادوام بالا استفاده شد که بسته به مشخصات درخواستی مشتریان (البته در کوتاه مدت) معمولا در دو یا سه رنگ تولید می شدند.

    هنگامی که در دهه آخر قرن بیستم، ماشین های بافندگی آکسمینستر برای تولید بسیار مناسب کوتاه مدت در دسترس بودند، درخواست برای این نوع ماشینها (ویلتون) کاهش پیدا کرد.

    توانایی منحصر به فرد ماشین های بافندگی «سیمی» که فرش های طرح برجسته در سه حالت خاب – بریده، خاب – حلقه و خاب بریده – حلقه تولید می کنند باعث شده تا آنها هنوز پابرجا بمانند. 

    بافندگی ویلتون به خاطر تولید فرش های مقاطعه ای (پیمانکاری) و فرش های خاص امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرد

    ۴ – ۱ – ۴ – ۱ – فرش های رومبلی یا چله چاپی (Tapestry or Warp–printed Carpets)

    در اوایل قرن نوزدهم، مخترعانی که به بافندگی فرش علاقه نشان میدادند، متوجه ارزش نخهایی شدند که به عنوان خاب مرده در فرش های بروکسل، ویلتون و اینگرین محو می شدند. هدف تحقیقات، تولید مکانیکی فرشهایی بود که همانند فرش دستباف، بیشترین مصرف نخ خاب در روی فرش باشد.

    ایده چاپ بر روی نخ های خاب و بافتن آنها بر روی یک دستگاه بافندگی که لزوما از نوع بروکسل باشد و فقط یک دسته نخ خاب داشته باشد، برای اولین بار به ذهن یک اسکاتلندی خلاق به نام «ریچارد وایتوک» رسید.

    فرآیند طراحی شده او، شبیه سازی خوبی از فرش های بروکسلی بود. اگر چه رنگها در آن واضح نبودند و فرش مخمل رومبلی می توانست با استفاده از سیم های تیغه دار به وجود آید. اختراع وی در سال ۱۸۳۲، به ثبت رسید و او در سال ۱۸۳۳ به سمت تولید این فرش در ادینبروگ اسکاتلند رفت.

    امتیاز رسمی تولید این گونه فرش، ابتدا به کارخانه کراسلی در یوکشایر و بعد از آن به دیگر کارخانجات در بریتانیا و ایالات متحده آمریکا واگذار شد. فرآیند تولید فرش رو مبلی از نظر مصرف نخ، مقرون به صرفه بود، اما در عمل فرآیندی خسته کننده بود.

    نخ خاب که معمولا نخی فاستونی بود، بر روی یک غلطک بزرگ (که می توانست تا ۱۲ / ۲ متر محیط غلتک باشد) پیچیده می شد و نوارهای رنگی در عرض آن چاپ می شدند. کلاف بسیار بزرگی که به این شکل به دست می آمد، از جای خود کنده می شد و به صورت یک محموله، به آن بخارزده می شد تا رنگ آن تثبیت شود.

    تاریخچه فرش در اروپا

    رنگ های زاید به واسطه شستشوی کلاف از آن زدوده می شدند. نتیجه چنین عملی، یک غلطک چله مانند از نخ خاب بود که بخشی متوالی از تکرار طرح فرش را در بر داشت. 

    دیگر محموله های نخ خاب نیز باید متناسب با سایر بخش های طرح چاپ شده و سپس هر سرنخ چله (خاب)، باید براساس موقعیتش در طرح، به دقت علامت گذاری میشد.

    تمامی نخهای چله چاپ شده موردنیاز طرح را به ترتیب کنار هم قرار داده و روی یک غلتک چله می پیچیدند. غلتک، پشت ماشین بافندگی قرار داده می شد و پس از نخ کشی نخ های چله از میان میل میلک ها، فرش بافته می شد.

    البته به دلیل تاخوردن نخ روی سیمها و نخهای پود، طرح نهایی در جهت تار فرش، لاغرتر از طرحی بود که روی چله ها چاپ شده بود. از این رو، ساختار یک فرش باید به هنگام تهیه نقشه (طرح) مورد تأیید قرار می گرفت. 

    فرشهای رومبلی برای سالهای متمادی تولید شدند، اما اهمیت این سیستم با پیدایش «آکسمینستر گریپرها» کاهش یافت.

    ۱ – ۴ – ۱ – ۵- شنیل آکسمینستر (Chenille Axminster)

    «جیمز تمپلتون» مامورت تجاری اش تولید شال گردن در شهر «پیزلی» اسکاتلند بود، کالایی که در زمره محصولات شنیل سبک فرانسوی قرار می گرفت (Chenille در زبان فرانسوی یعنی حشره پرزدار و پشمالو). یکی از بافنده های او «ویلیام کوئیکلی» ایده ای برای منحصر کردن تمام خاب، به یک روی شال داشت.

    این ایده از نظر اقتصادی برای تولید شال موفقیت آمیز نبود، اما تمپلتون اساس آن را بر اصول تولید فرش منطبق کرد و در سال ۱۸۳۹، یک کارخانه تولید فرش در گلاسکو برپا کرد تا از نوآوری ها بهره برداری کند.

    فرآیند پیشنهادی تمپلتون استفاده نامحدود از رنگ را ممکن می ساخت و همانند فرشهای بروکسلی و ویلتونی هیچ خاب مرده ای نیز در پشت (برزنت) فرش وجود نداشت. برای اولین بار، تولید مکانیکی فرش هایی که شباهت بسیار زیادی به فرش های دستباف داشتند، توسط اکسمینستر امکان پذیر شد.

    به همین دلیل، این روش به نام شنیل آکسمینستر شناخته شد. این فرآیند بیش از یک قرن به طور گسترده ای استفاده شد و برای سالهای متمادی سیستم پیشرو در تولید فرش بود.

    فرش های شنیل آکسمینستر طی سه مرحله اساسی تولید می شوند: بافتن نخ های خاب داخل پارچه شنیل، تبدیل پارچه به شنیل پرزدار و بافتن فرش بر روی ماشین بافندگی تثبیت کننده. ابتدا نخ های خاب به عنوان نخ پود در عرض گروه های فاصله داری از نخهای چله پنبه ای در هم بافته می شوند.

    تاریخچه فرش در اروپا

    ترتیب رنگ ها منطبق بر ترتیب پودها در فرش نهایی است. اوایل، انتخاب رنگ ها به واسطه تغییر ماکو با دست و حدود صد سال بعد از آن، به واسطه سوزن های گریپر کنترل شده با نوار پانچ شده (کاغذ وردل) انجام می شد.بعد از بافندگی، برای به دست آوردن پرزهای شنیل، پارچه شنیل در جهت طول به نوارهایی برش داده می شد (شکل ۱-۳).

    بلافاصله پس از برش، نوارهای پرزدار بخارزده می شدند و در داخل شیارهای یک غلتک داغ پرس می شدند تا به صورت V شکل تثبیت شوند. یک طول مشخص از پارچه شنیل، تنها شامل تعداد محدودی (احتمالا ۱۲) ردیف رنگی در جهت تار بود.

    بنابراین یک تکرار طرح ممکن بود به تعدادی پارچه مختلف و تعداد زیادی نوار پرزدار (به طور مثال ۱۴۴ نوار در هر ۳۶ اینچ طرح) نیاز داشته باشد، که می بایست به دقت علامت گذاری و در ردیف های صحیح استفاده می شدند.

    ساختار اصلی این فرش به جز چله های اضافی (نخ های گیرانداز) که برای عبور در میان گره های خاب و قفل کردن پرزهای شنیل در زمینه فرش داخل بافت می شوند، مشابه یک فرش دو پودی ویلتونی بود. پرز به وسیله یک ماکو و بعدها به وسیله یک بازویی رفت و برگشتی (متحرک) جای گذاری میشد.

    ترتیب بافندگی به گونه ای بود که ابتدا چهار پودا جوت و سپس یک پود پرزدار قرار می گرفت. در این مرحله، ماشین بافندگی متوقف می شد و بافنده با استفاده از یک شانه فولادی پرزها را راست می کرد. پود پرز باید با دفتین کوبیده می شد و این آغازی برای ردیف بعدی طرح و شروع به کار مجدد ماشین بافندگی بود.

    به دلیل ماهیت فوق العاده کارگر بر تولید آکسمینستر شنیل، این نوع فرآیند تولید در اواسط قرن بیستم افول کرد. آخرین واحد تولید این نوع محصولات در کارخانه فرش تمپلتون بود که در سال ۱۹۷۱ بسته شد. در سالهای اخیر، تمپلتونها از نخهای شنیل برای تولید فرش های ساده و نیمه ساده استفاده کردند.

    6-1-4-1 آکسمینستر ماسوره ای (spool axminster)

    به یکی از کارکنان خلاق کارخانه فرش الکساندر اسمیت ماموریت داده شد تا دستگاه بافندگی موتوری برای تولید فرش هایی مشابه فرش های گره دار آکسمینستر بسازد. «اسمیت» و «اسکینر» در سال ۱۸۵۶، امتیاز ساخت «دستگاه تافتینگ اکسمینستر» را ثبت کردند.

    اساس این نوع بافندگی، برگردان کردن عنصر طرح هر رج از فرش بر روی یک ماسوره می باشد که نخ رنگی مورد نیاز به طور موازی روی آن پیچیده شده است. 

    ماسوره ها نماینده رج های خاب بودند که به ترتیب روی یک زنجیر قرار گرفته بودند. نیپرها (گیره ها) یک ردیف از ریشه های خاب را از یک ماسوره می گرفتند و به دور چله ها می پیچیدند.

    تاریخچه فرش در اروپا

    اولین دستگاه بافندگی فرش ماسوره ای در سال ۱۸۶۲ در لندن به نمایش گذاشته شد و به وسیله یک شرکت در بلژیک خریداری شد. در عین حال، اولین ماشین های بافندگی ماسورهای تنها به اندازه متوسط، موفقیت آمیز بودند و اسکینر برای سالها روی آنها کار کرد تا از آنها یک ماشین بافندگی بهبود یافته بسازد.

    موفقیت تجاری این نوع ماشین بافندگی در سال ۱۸۷۷، در حالی رقم خورد که در آن ریشه های خاب (پرزها) به جای چله، دور پود پیچیده شده بودند. این ماشین بافندگی نخ پرز را مستقیما از روی یک ماسوره که موقتا از زنجیر به موقعیت بافت منتقل شده بود، می گرفت.

    برای تشخیص محصول جدید آکسمینستر، آمریکاییها آن را موکت- نام فرانسوی فرش دستباف پرزدار – نامیدند. نتیجه اختراع اسکینر باعث شد تا الکساندر اسمیت که یک تولید کننده کوچک فرشهای سبک رو مبلی و اینگرین بود، همزمان با آغاز قرن جدید، صنعت فرش آمریکا را تحت سلطه خود بگیرد.

    مقارن با اوایل سال ۱۸۷۸، «مایکل تامکینسون» از اهالی کیدر مینستر با سازمان حقوق انحصاری بریتانیا درباره اختراع اسکینر مذاکره کرد و نام این محصول را به «رویال آکسمینستر» تغییر داد. 

    تامکینسون به همان اندازه که تولید آن را در کارخانه تا مکینسون و ادام راه اندازی کرد، امتیاز استفاده از این فرایند را به سایر سازندگان بریتانیایی نیز داد. به این ترتیب، ساخت دستگاههای آکسمینستر ماسوره ای گسترش یافت.

    اراسموس بیگلو، انواع مختلفی از دستگاه های حاصل از اختراع اسکینر را که به وسیله جیمز تمپلتون به بریتانیا معرفی شده بود، تولید کرد. ماسوره روی زنجیر باقی می ماند و گیره ها، سرنخ ها را می گرفتند، سپس پرز را تا طولی که بریده شده بود، بیرون کشیده به موقعیت بافت منتقل می کردند. 

    این سیستم آکسمینستر ماسورهای – گیرهای امروزه نیز برای تولید فرش های خاب بریده با امکان نامحدود در طرح و نقشه استفاده میشود.

    تاریخچه فرش در اروپا

    شکل 1-3- (الف) مقطع پارچه شنل و نحوه برش پارچه به نوار های طولی

    (ب) پرز ها پس از برش

    (ج) و (د) مقطع پرز های تاشده

    ۷ – ۱ – ۴ – ۱ – آکسمینستر گیره ای (Gripper Arminster)

    اگرچه «اسکینر» استفاده از «گیره» را به ثبت رسانده بود، یک تولید کننده فرش های بروکسلی و ویلتونی در کیدرمینستر به نام برینتونز، تکنیسین هایش را تشویق کرد تا اصول اختراع اسکینر را روی یک ماشین بافندگی ژاکارد به کار بگیرند. اختراع آنها در سال ۱۸۹۰ به ثبت رسید.

    در اصل، ماشین بافندگی آکسمینستر گیره ای، قفسه یک ماشین بافندگی ویلتونی همراه با فریم نخ های رنگی مختلف آن را گرفت و با مکانیزم بافت ماشین بافندگی آکسمینستر ماسورهای جفت کرد.

    در این میان، مکانیزم ژاکارد جهت انتخاب رنگ های مورد نیاز نخ خاب مورد استفاده قرار گرفت، تا نخ های خاب انتخاب شده به وسیله یک ردیف از گیره ها که مانند منقار پرندگان عمل می کردند، گرفته شوند.

    امتداد نخهای پرز، بریده میشد و به وسیله ی گیره ها به موقعیت بافت منتقل می گردید، جایی که به دور نخسیستم آکسمینستر گیرهای نیاز به نصب ماسوره را برطرف کرد، اگرچه تعداد رنگ های در دسترس به اندازه دستگاه بافندگی آکسمینستر ماسورهای نبود، اما این سیستم روان تر بود.

    نقشه ها به سادگی به وسیله نصب کردن مجموعه مختلفی از ژاکارد تعویض میشد یا در ماشین های بافندگی مدرن به وسیله سوییچ کردن به نقشه های ذخیره شده روی دیسک کامپیوتر ماشین عوض میشد.

    سیستم اکسمینستر گیرهای طی سال ها به طور گام به گام به وسیله «برینتونز» جهت استفاده خودش و همچنین سازندگان ماشین الاتی مانند «دیوید کرابتریوپسران» در برادفورد انگلستان پیشرفت داده شد.

    این سبب شد تا این سیستم، همچنان برای سال های طولانی به عنوان یک روش مهم تولید فرش باقی بماند. روش های اصلاح شده پودگذاری جذابیت این سیستم را بیشتر کرده است.

    فرش های آکسمینستر گیره ای مزیت های برجسته ای دارند، از جمله داشتن نسبت بالای خاب به برزنت و در دسترس بودن ساختارهای متناوب بافت برای فرش های چارگوش (با ظاهر شدن طرح در پشت فرش مثل فرشهای دستباف و فرش های کناره (رولی). 

    ضایعات کمتر نخ خاب نسبت به فرش های تولید آکسمینستر ماسوره ای نیز در این سیستم روی می دهد.

    سرعت تولید در این نوع ماشین ها، به طور جاه طلبانهای بهبود یافته است. در حال حاضر، ماشین های بافندگی در دسترس هستند که گستره وسیعی از تراکم خاب و دامنه گسترده ای از نمره نخ و تنوع ساختمان بافت، می تواند همزمان روی یک فرش بافته شود تا فرش های طرح برجسته به همان خوبی فرش های معمولی تولید شوند.

    در سالهای اخیر، این فن (اکسمینستر گیره ای)، با استفاده گسترده از ژاکاردهای الکترونیک، سیستم های CAD و تکنیک های پودگذاری سریع به حد بالایی از ترقی رسیده است.های پود تا می شدند تا یک ردیف از ریشه های U شکل به وجود آید.

    1 – ۴ – ۱ – ۸- بافندگی رویه به رویه (Face – to – Face Weaving)

    در سال ۱۸۵۷، یک اسپانیایی به نام «جاسینتو بارا کورتز» اختراع اولین ماشین بافندگی رویه به رویه موتوری را ثبت کرد. 

    اما این دستگاه بیشتر برای تولید مخمل درست شده بود تا فرش. شکل (۱- ۴) که از حق ثبت امتیاز او گرفته شده است، اصول ایجاد دو پارچه از طریق یک عملیات بافندگی را شرح می دهد.

    تاریخچه فرش در اروپا

    بارا، به دلیل مشکلات مالی، مجبور شد امتیاز خود را به «ساموئل کانلیف لیستر» از برادفورد بفروشد. کسی که طی ۱۶ سال آن را تجاری کرد و موفق ترین تولید کننده مخمل اروپا شد.

    قبل از جنگ جهانی اول کوششهایی برای وفق دادن اصول این ماشین جهت بافتن فرش انجام شد، اما تا سال ۱۹۲۱ موفقیتی حاصل نشد. 

    «میشل ون دویل»، مهندسی بلژیکی بود که برای نخستین بار ماشین بافندگی فرش «رویه به رویه» تک ماکو و چند سال پس از آن ماشین بافندگی در ماکویی را عرضه کرد.

    کمپانی وندویل به نوآوری های خود ادامه داد. طی بازه زمانی ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۵، آنها ماشین بافندگی بی ماکو را به صنعت بافندگی بلژیک عرضه کردند. ماشین بافندگی مدرن آنها جهت پودگذاری از راپیرها استفاده می کرد.

    بسته به ساختار بافت، امکان استفاده از یک یا دو راپیر وجود داشت. در اواسط دهه ۱۹۹۰ سیستم سه راپیری جهت فراهم کردن سرعت تولید بالا (تا ۲۰۰۰ متر مربع در روز)، برای برخی بافت های انتخابی عرضه شد.

    در سال ۱۹۹۳، وندویل اصول ژاکارد الکترونیک «بوناس» را برای ماشین های بافندگی اش به کاربرد و بعدا سیستم های ژاکارد الکترونیک خود را جهت ایجاد پیشرفت های بزرگ در انعطاف پذیری عملکرد صنعت بافندگی توسعه داد.

    سال های طولانی است که بافندگی رویه به رویه محبوب ترین سیستم بافندگی فرشهای ابعادی (چارگوش) است و به طور روزافزونی برای تولید فرش کناره نیز استفاده میشود.

    ۱ – ۴ – ۱ – ۹- فرش های عریض (Broadloom Carpets)

    فرش های ماشینی اولیه تولید شده جهت تهیه «فرش بدنه»، عمدتا به عرض ۲۷ اینچ که معادل با یک ell بلژیکی (۶۸ سانتی متر) بود، بافته می شدند. 

    فرش های چارگوش بزرگ به وسیله به هم دوختن فرش های بدنه و چهار نوار فرش حاشیه، فارسی بر شده در گوشه ها برش ۴۵ درجه نوار فرش های حاشیه در گوشه های فرش) درست می شدند.

    فرشهای حاشیه به طور جداگانه به عرض ۱۸ یا 22.5 اینچ (۴۶ با ۵۷ سانتی متر) بافته می شدند. پیشرفتی نیاز بود تا مهارت طراحی و کارت های ژاکارد اضافی، فرش های چارگوش را از ترکیب فرش های بدنه به عرض ۲۷ اینچ درست کند.

    نوارهای داخلی، طرح و نقشه بدنه فرش را داشتند همراه با طرح حاشیه ها در هر دو سر نوار و نوارهای بیرونی مقداری طرح بدنه فرش را (در متن) و مقداری طرح حاشیه در امتداد طولشان به همراه طرح گوشه ها در دو سرشان داشتند.

    در سال ۱۸۹۶، «الکساندر اسمیت» در آمریکا امتیاز یک ماشین بافندگی ماسورهای را برای بافتن فرش آکسمینستر بدون درز ثبت کرد و باز هم «مایکل تامکینسون» این ایده را به بریتانیا برد. 

    تمپلتون ها نیز ماشین های بافندگی ماسورهای گیرهای خود را جهت بافتن فرش های چارگوش بدون درز سازگار کردند.

    چهار ماسوره ۲۷ اینچی به هم متصل شده با گیره، فرشی ۹ فوتی (2.7 متری) را تولید می کردند. در مرحله اولیه توسعه ماشین های بافندگی گیرهای ژاکارددار، بافتن فرش های چارگوش بدون درز هدف گذاری شد. «برینتونز» یک ماشین 4.5 متر عرض داشت که تا سال ۱۹۰۵ کار می کرد.

    در اوایل قرن بیستم، فرش های چارگوش بروکسلی بدون درز تا عرض 3.7 متر، تولید شدند. پیشرفت های قابل توجهی در مهندسی لازم بود تا ماشینهای بافندگی عرض ۲۷ اینچ (۶۸ سانتی متر) تبدیل به ماشین های بافندگی غول پیکری شوند، که بتوان با آنها به طور اطمینان بخش کار کرد.

    هنگامی که فرش کردن اتاق ها با فرش های «کناره» مد شد، صنعت جایگاه خوبی برای تولید فرش های عریض بدون حاشیه داشت. فرش های کناره، سال های طولانی در امور تجاری و صنعت هتلداری استفاده شدند. 

    در عین حال، در نصب فرش های کناره، برداشتن گامهای کوچک در تهیه رنگ و طرح فرش ها متناسب با سلیقه مشتری مرسوم شد.

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای